بــی شــــکـــــ . . .

جهــــان را بـــه عشــــق کســی آفـــریـــده اند

چـــون مـــن کـــه آفـــریـــده ام از عشـــــق،

جهـــانی بـــرای تـــــو. . .

 

حسيــــن پنــــاهي

 

دلم می خواهد نامت را صدا کنم
یک طور دیگر
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم
دلم می خواهد نامت را صدا کنم
یک طور که دلت قرص شود که من هستم
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی

دل تنگم

خدایا

بـــــه دل نگیـــر اگـــــر گاهی" زبــــــانم " از شکـــرت بـــــــاز می ایستد

تقصیــــــــــری نـــــــــــــــدارد... قــــــــــــــاصر اســـــــــــــــت ؛

کــــــــــــم می آورد در برابـــــــــــــــر بـــــــزرگـــــی ات ...

لکنـــت می گیرنــــــــد واژه هــــایم در برابــــــرت!!!

در دلم اما همیشه ... ذکر خیرت جاریست...

زندگي جيره مختصري ست...  مثل يك فنجان چاي   و كنارش عشق است...    مثل يك حبه قند     زندگي را با عشق نوش جان بايد كرد.... سهراب سپهري

 

گاهی خدا آنقد صدایت را دوست داردکه سکوت می کندتاتوبارها بگویی خدای من

 

 

زن ها گاهی اوقات چیزی نمیگویند
چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود
با نگاهشان حرف میزنند…
به اندازه یک دنیا حرف میزنند
هرگز نباید از چشمان هیچ زنی ساده گذشت…!!
  

 

 چه كسي مي گويد:كه گراني شده است؟

دوره ارزانيست...!

دل ربودن ارزان،دل شكستن ارزان!

دوستي ارزان است،دشمنيها ارزان!

چه شرافت ارزان،تن عريان ارزان!

آبرو قيمت يك تكه نان!

و دروغ از همه چيز ارزانتر!

قيمت عشق چقدركم شده است...!!!

كمتر از آب روان!!!

و چه تخفيف بزرگي خورده،قيمت هر انسان...!!!

 

 

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابی و سبز فسفري و بنفش...از کتان و غیره بر تن مینمایید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید!
آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟

بابای ما که سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد!!!!!یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا..

 همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل

ازهمان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود

بعد دنیایی پر از آدم شد و این اسباب

گشت و گشت

قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت

 

روزگاریست که همه عرض بدن میخواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند

دیو هستند ولی مثل پری میپوشند

گرگهایی که لباس پدری میپوشند
انچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند

عشق را همه با دور کمر میسنجند

خب طبیعیست که یک روز به پایان برسد

عشقهایی که سر پیچ خیابان برسد

 

  صداقت؟…. یادش گرامى

غیرت؟….. به احترامش یک لحظه سکوت


معرفت؟….. یابنده پاداش میگیرد


مرام؟….. قطعه ی شهدا


عشق؟ ….. از دم قسط


واقـــعـــ ـا به کــــــجــ ـــــا چــــنــــ ـیـــــــن شـــــتـــ ــابـــــا ن؟؟؟


 

نعره های هیچ شیری
خانه چوبی را خراب نمیکند, من

از سکوتِ موریانه میترسم   

   

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست ازاین روزهمین خانه تکانی…

 

 

تو کجایی سهراب   ؟؟؟؟ آب  را گل  کردند

چشمها  را بستند  و  چه با دل   کردند...

وای سهراب کجایی   آخر؟؟؟

زخمها  بر دل عاشق  کردند

خون  به چشمان   شقایق کردند...

تو کجایی سهراب؟؟؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند،

همه  جا   سایه ی دیوار زدند

ای سهراب کجایی  که ببینی  حالا دل  خوش  مثقالیست

دل خوش سیری  چند؟؟؟

صبر کن  ای  سهراب ؟؟

قایقت جا  دارد؟؟؟

باران همیشه میبارد.......

اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند...

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروخت...... 

 

 

بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى، محبت اوست پس؛ محبت کنید چه به دوست، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست

 

 

هرچقدر هم بگویی مردها فلان، زن ها فلان. تنهایی خوب است، دنیا زشت است، آخرش روزی قلبت برای کسی تندتر می زند.

 

  


خدایا!چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی...

  

 

در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید  سوآمی ویوکاناندن.

 

 

   هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست  لئو تولستوی.

از هیچ کار بچگی ام پشیمان نیستم جز اینکه آرزو داشتم " زود بزرگ شوم"

 

مگسي را كشتم...!

نه به اين جرم كه حيوان پليديست، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر يك به صد است

طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد

به خيالش قندم

يا كه چون اغذيه ي مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

اي دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبي بود

من به اين جرم كه از ياد تو بيرونم كرد...

مگسي را كشتم...

حسین پناهی

 


* *
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!*
حسین پناهی

 

برای گناه کردن جایی برو که خدا نباشد .

 

خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم

یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده . . .

 

 

خــــــــدایـــا . . .

آنـگـونهـ زنـدهـ امـ بــدار

کهـ نـشـکـنـد دلــی

از زنــدهـ بــودنـمـ

و آنـگـونهـ بـمـیـرانـمـ

کهـ بهـ وجــد نـیـایـد

کـسـی از نـبـودنـمـ . . .

تجربه میوه ای است که ان را نمیچینند مگر پس از گندیدن. ارسطو

×××××× 

دو گرسنه هرگز سیر نمیشوند ،گرسنه مال و گرسنه علم. حضرت محمد.ص

××××××  

افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند. حجازی

××××××  

وقتی که عاقل خشمگین می شود دیگر عاقل نیست.

××××××  

بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث انبار دار. بوذر جمهر

××××××  

آدمی به سیرت است نه به صورت،انسانیت به کمال است نه به جمال.

××××××  

پسندیده ترین چیزی که پدران برای فرزندان باز گذارند فرهنگ است. اما علی (ع

××××××  

کم دانستن و پر گفتن مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است. ناپلئون

××××××  

اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست ،بلکه ساختن انسان است. پله ژانو

×××××× 

خلق از آن در رنج است که کارها را پیش از وقت طلب میکند. شیخ ابوسعید 

××××××

دلگیر نشو از آدمها

نیش زدن طبیعتشونه

به هوای بارانی میگن ......خراب

×××××× 

فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله نگذشته است

اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند.

"
صادق هدایت"

روزگار لعنتی

 هر سازی زدی رقصیدم

بی انصاف..

 یکبار هم تو به ساز من برقص

ببین دلم چه ...شوری... میزند

 

دلتنــگم
بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست
بــــی آن کـــه بــــــــاشد
هـــر لــحظه
زنــــــدگی اش کـــــرده ام ..!

 

سیــــــــــر شدم . . .
بس که

ســـــــرد و گـــــــــــرم
روزگار را
...
چشیدم
  

روز مادر مبارک تقدیم به همه ی مادران دنیا

می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری .... فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی ؛ چه زیبا شکل می گیری ... !!!

 

درد من حصار برکه ها نیست ، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است  دکتر شریعتی

 

دل کندن اگه حادثه ای آسان بود

فرهاد بجای بیستون دل میکند!!!

 

 

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او و جز با او نمی خواهی           مهدی اخوان ثالث
 
 

نوازشم کن

نترس،

تنهایی واگیردار نیست.

 

چه دسته گل های زیبایی  که برای تصاحب قلبی آمده اند  اما تنها گلدانی را اشغال کرده اند....    استاد فرید احمدی

 

صبرکن سهراب..  گفته بودی قایقی خواهی ساخت...   قایقت جادارد..؟! من هم ازهمه ی اهل زمین دلگیرم...

 
 

انگار که سالهاست رفته اي..

از تابستان بگو از بهاري که رفتي..

تا من هم از زمستاني برايت بگويم..

که نشست بر موهايم و نرفت...!
 

 

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟


جــایــی کـه


نـه حـــق خــواسـتن داری


نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

 

 

يه ضرب المثل ايراني میگه

یا باید با دوست دختر خودت عروسی کنی

یا مجبوری با دوست دختر بقیه عروسی کنی!!!



حتما بخونین

پسرکی بود عا شق دخترکی.

روزها گذشت و دخترک نیز عاشق شد .

هر دو عاشق دلتنگ بدون هم زندگی براشون معنی نداشت.

گاهی اوقات که با هم میرفتن بیرون اونقدر مست هم میشدن که فراموش میکردن مردم دارن

نگاه هشون میکنن .اونا همیشه وقتی همدیگه رو میدیدن عشق بازی را شروع میکردن اونقدر

لذت میبردن که اگه یه روز از هم دور بودن از دلتنگی دق میکردن.

ادامه نوشته

 
گنجشک مےخندید
به اینکه چرا من هر روز بے هیچ پولے برایش دانه مےپاشم ..
من مے گریستم به اینکه حتے گنجشک هم
محبت مرا از سادگے ام میپندارد ...
 
 
 
من عاشقانه دوستش دارم
و او عاقلانه طردم میکند
منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است
شاملو
 
 
خاطرات خيلي عجيبند، 

گاهي اوقات مي خنديم به روزهاي که گريه مي کرديم،

گاهي گريه مي کنيم به ياد روزهايي که مي خنديديم...
 
 

اشتباه من این بود ... هر جا رنجیدم لبخند زدم

فکر کردند درد ندارد سنگین تر زدند ضربه ها را

 

اینجا زمین است !

ساعت به وقت انسانیت خواب است !

دل عجب موجود سخت جانی است !

هزار بار تنگ میشود . میشکند و میسوزد و میمیرد و بازهم میتپد...

 

این روزها نوازنده ی خوبی شده ام!

دلم شور میزند...چشمانم تار...

 

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری " تو " را دارد

نمی دانم

نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری " تو " را دارد ... 

 

دنیای ترسناکی است. این حقیقت بدیهی نیاز به اثبات ندارد.

 

از تصادف جان سالم به در برده بود و میگفت زندگی اش را

مدیون ماشین مدل بالایش است

و خدا همچنان لبخند میزد....

 

سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند

و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند

و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

عید نوروز مبارک

 

به انسانها التماس نکن که عین شرمندگی است اگر حاجتت برآورده شد منت است و اگر برآورده نشد ذلت

به خدا التماس که عین شجاعت است اگر حاجتت برآورده شد رحمت است و اگر برآورده نشد حکمت.

 

 

كم هزینه ترین لذت های زندگی

1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5. گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6. بیشتر دعا كنیم.

7. در داخل آسانسور و راه پله و… با آدمها صحبت كنیم.

8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

 

 

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم....

کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من

زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک

برگشت و دید کسی‌ نیست. کوروش گفت:اگر عاشق

بودی پشت سرت را نگاه نمی‌کردی

تولد انسان روشن شدن کبریتی است

و مرگش خاموشی آن

بنگر در این فاصله چه کردی

گرما بخشیدی

یا سوزاندی

 

 

میدونی تلخ ترین اتفاق عشق چیه ؟

تو بخوای اونم بخواد ولی روزگار نخواد..

کاش آن لحظه که تقديم تو شد ، همه هستي من ، مي سپردم که مراقب باشي ، جنس اين جام بلور است ، و پر از عشقو غرور ، گربازيچه شود مي شکند.

 

زندگی
زندگی را باور کن همانگونه که هست
با همه ی دردهاورنجهایش
با همه ی شادیها و غمهایش
با همه ی شکستها وپیروزیهایش
ما میتوانیم صبور باشیم وصبورانه زندگی کنیم
میتوانیم از زندگی دیگران عبرت بگیریم
سعی کنیم همانطوری زندگی کنیم که هستیم
همیشه به فکر چیزهای نداشته نباشیم
کمی هم از چیزهایی که داریم استفاده ی درست بکنیم
ایمان داشته باشیم به فردایی بهتر
و به خاطر داشته باش که ما میتوانیم!!......

ماهی شده بود باورش

 تور اگه بندازن سرش

 میشه عروس ماهی ها

 شاه ماهی میشه همسرش

ماهیه باورش نبود

 تور اگه بندازن سرش

 نگاه گرم ماهی گیر

 میشه نگاه اخرش ....

قدری صبور باش که این نیز بگذرد / این روزهای زرد و غم انگیز بگذرد

آری بهار پشت زمین لانه کرده است / چیزی نمانده که پاییز بگذرد

گفتم کنار مردم نامرد زندگی ؟؟ / گفتی صبور باش که این نیز بگذرد . .


*****
  


در طول تاریخ نمی توانید مردی را بیابید که اسیر زن نشده باشد. ضرب المثل هندی



مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است. تیم آلن



افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود'همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند.الکساندر دوما


بهترین مردان بزرگ همواره بدترین شوهرانند. کریستوفر مارلو


مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد.ضرب المثل آمریکايی


*****
  

اگر بر آب روی، خسی باشی. اگر بر هوای بپری، مگسی باشی.دل به دست آر تا کسی باشی.

خواجه عبدا.. انصاری


 
*****

. ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست دل بریدن از بقییه دخترهاست!



*****

بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند .




*****


گلی از شاخه اگر می چینیم ، برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم
لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن را هی بخوانیم
و ببوسیم و معطر بشویم ، شاید از باغچه ی کوچک اندیشه یمان گل روید .

 

*****


ناز کمتر کن که من اهل تمنا نیستم / زنده با عشقم ، اسر سود و سودا نیستم
عاشق دیوانه ای بودم که بر دریا زدم / رهرو گمگشته ای هستم که بینا نیستم


*****


بهترین نوع پاسخ به هر سوال? پاسخی است که مثل مینی ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابیت موضوع حفظ شود 


 
* * * * * *


من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ، من هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد ، من نه عاشقم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید ، من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی میفهمد .


 
* * * * * *

 

تو آنجا ، من اینجا ، نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند ! 


 
* * * * * *

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد / عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد / گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی / جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد .


 
* * * * * *


بیستون کندن فرهاد نه کاری ست شگفت / شور شیرین به سر هرکه فتد ، کوه کن است .


 
* * * * * *


خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند ، پس بمان در خاطرم .


* * * *

تلخ و شیرین جهان چیزی به جز یک خواب نیست


مرگ پایان میدهد یک روز این کابوس را....

 


به سراغ من اگرمییایید،سخت وپیوسته بیایید،نهراسیدازاندیشه تنهایی

من...

صفحه تنهایی من شیشه ای نازک نیست،که زهرلرزش اشکی

ترکی برداردصفحه خاطرتنهایی من قطعه سنگی شده ازدردهزاران

اندوه...

درهراس پاییز..!!

 


کاش در کودکی هم راستش را می گفتند!!!


کاش می گفتند که:

 پینوکیوها نه دماغشان دراز می شود و نه آدم می شوند


 

مردها آخر جنبه هستند...

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوستش علت را جویا شد و او گفت: 

 این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض كند.

مرا وادار كرد سیگار و مشروب را ترك كنم..
لباس بهتر بپوشم،

قماربازی نكنم،  

در سهام سرمایه‌گذاری كنم   و

 حتی مرا عادت داده كه به موسیقی كلاسیك گوش كنم

و لذت ببرم!
دوستش گفت: اینها كه می‌گویی كه چیز بدی نیست!  

مرد گفت:

 ولی حالا حس می‌كنم كه

 دیگر این زن در شان من نیست !!!
 مردها آخر جنبه هستند

 

 [******

چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد،آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند. اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ، صحبت کردن.
اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم . دومی گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره..
چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه. من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه . این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا" تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه ..من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم.به هر حال ممنونم.
مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.
ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم
ملوین عزیز ترینم ،تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
جوجه ، خیلی خوشمزه بود!! ممنونم !

 

******

 

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه ، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش میکنه.
وقتی میرسه خونه میبینه گربه هه از اون زودتر رسیده خونه!!! این کارو چند بار تکرار میکنه اما نتیجه ای نمیگیره...
یک روز گربه رو برمیداره میذاره تو ماشین بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و ... خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. یک ساعت بعد زنگ میزنه خونه زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میگه : اون گربه ی کره خر خونس؟
زنش میگه : آره.
مرده میگه گوشی رو بهش بده من گم شدم!!!

*****

منطق و قانون

دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟


استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم.

 دانشجو ادامه داد: بسيار ‏خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم ‏در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد.


‏استاد قبول ‏كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني ‏نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟


استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.


‏بعد از مدتي استاد با بهترين ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال داريد و با يك خانم 35 ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي ‏نيست.


‏همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست.واين ‏حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد ‏نه قانوني است و نه منطقي

 

 مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
و .....

 

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد !!

 

ه مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دکتر؟...
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده.
یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل.. همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش.
شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما' یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا' منظور منم همین بود

 

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟ پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، و نمیدانم .
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند  که با صندلي چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، و دیوار براق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بسته شد،  پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند که ناگهان ، دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، در این وقت دیوار نقره‌ای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله مو طلایی بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.
پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت :  پسرم ، زود برو مادرت را بیار اینجا

 

تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.
يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.
پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را نهصد  دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
 چهار صد دلار بابت تهيه مواد اوليه چهار صد  دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... صد  دلار استفاده بنده.
پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد.
سی صد دلار بابت تهيه مواد اوليه  سی صد  دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... صد  دلار استفاده بنده.
اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من  دو هزارو هفتصد  دلار است!
مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا دو هزارو هفتصد   دلار؟!
پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت: آرام باش ...
 هزار دلار براي تو ...... و هزار دلار  براي من ....... و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي.
و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز شد


جا برای من گنجشک زیاد است ولی

من به درختان خیابان تو عادت دارم


*****
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض/ پادشاهی کامران بود از گدایان عار داشت‎ ‎.


*****

روزگار استاد فراموشیست ، امیدوارم که تو شاگرد روزگار نباشی . . .

 
******

 آدم ها همه می پندارند که زنده اند. برای آنها تنها نشانه ی حیات، بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد: آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟. 

 * * * * *

اگر می خواهی احساس ثروتمند بودن و توانگری کنی، چیزهایی را به خاطر بیاور که پول قادر به خریدن آنها نیست: با پول می توانی همسری زیبا داشته باشی اما عشقی زیبا هرگز، می توانی خانه ای مجلل داشته باشی اما آرامش هرگز، می توانی کتابخانه ای مجهز داشته باشی اما علم هرگز، می توانی تخت خوابی رویایی داشته باشی اما خواب راحت هرگز..

 * ** *

زندگی چون قفس است، قفسی تنگ پراز تنهایی، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان، و سپس بال و پر عشق گشودن، بعد از آن هم پرواز..

 * * * **

بهترین درسها را در زمان سختی آموختم و دانستم صبور بودن ایمان است و خویشتن داری یک نوع عبادت
فهمیدم ناکامی به معنی تاخیر است نه شکست و خندیدین یک نیایش است.

 

*****

قیمت خودکار 300 تومن. قیمت غلط گیر 800 تومن همیشه برای پاک کردن اشتباهات هزینه بیشتری باید پرداخت کرد

* * * * *

نگاه تو سیب است
و من نیوتنی بیچاره
بی خواب از کشف جاذبه . . .


* * * * *

تو همان لاله سرخی منم آن بلبل مست ، بودنت زندگی ام نبودنت مرگ من است.


* * * * *

خاطرات چوبهای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند
و نه خاکستر میشوند . . .

* * * * *

گاهی خدا آنقد صدایت را دوست داردکه سکوت می کندتاتوبارها بگویی خدای من.

* * * *

در گذرگاه زمان، خیمه شب بازی دهر، با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد،
عشق ها می میرند، رنگ ها رنگ دگر می گیرند، و فقط خاطره هاست ، که چه شیرین و چه تلخ،
دست ناخورده بجا می مانند....

* * * * *

شخصی می گفت من شانزده سال دارم
یزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بکویی شانزده سال را دیگر ندارم
راستی شما به جای سالهایی که دیگه ندارن چی دارین



*****


سخنان دکتر شریعتی

*دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند

*از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد!

*روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد.

*در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است!

*ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

*مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی.

*بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه..

*زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم.

*نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب می کنم.

*دلی که ازبی کسی تنها است،هرکس رامیتواندتحمل کند.!

*به دکتر شریعتی گفتند استاد سیگار طول زندگی رو کوتاه میکنه ، دکتر در جواب گفتند من به عرض زندگی فکر میکنم.

. * * * * *

 

کاش به زمانی برمی گشتیم که تنها غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود


هر زنی از سر هر مردی زیاد است



مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند.


 
در فراقت آهنگ قلبم درغم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است .



دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است

که موجی هم سراغش را نمی گیرد ، نه میل زیستن دارد نه می میرد
.




شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود

نه که معشوقه نداشت ، نه که سرگشته نبود

سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود
.


 
این ابرهای کبود بغض گلوست بر ما دروغ رفته که تبخیر آبهاست .

 


در زندگی هرگاه از یخ خانه ساختی بر آب شدنش اشک مریز .

 

اگر روزی عاشق شدی قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن

این روزها چشم حسودها به دود اسپند عادت کرده است

.


در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است بیهوده مرنج .

 

نترسم که با دیگری خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی ؟

هر که با احساس شد خواهد شکست این جواب سادگی است



شرط دل دادن ؟ دل گرفتنه ، وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل .



برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو


شب شکست ، پیمان شکست ، عهدی شکست ، قلبی شکست
از شکست هر شکستی بر دلم آهی نشست . . .


گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست



اگر خداوند آرزویی را در دل تو انداخت ، بدان که توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است .

 
اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ، آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می کنید ، می دانستید . (ابو علی سینا)



عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند ! عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای .

من تمنا کردم

که تو با من باشی

تو به من گفتی

هرگز هرگز

پاسخی سخت و درشت

و مرا غصه این هرگز کشت

 

شاد بودن بزرگ ترین انتقامیست که می توان از زندگی گرفت

 

خدایا من هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

عمریست گرفته ای مبادا رها کنی.


 

تو مرجانی ، تو در جانی ، تو مروارید غلطانی

اگر قلبی صدف باشد ، میان آن تو پنهانی . . .



 

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست !


در طول تاریخ نمی توانید مردی را بیابید که اسیر زن نشده باشد. ضرب المثل هندی

 

اگر بر آب روی، خسی باشی. اگر بر هوای بپری، مگسی باشی.دل به دست آر تا کسی باشی.

 

زندگی چون نردبانی آهنی است ، روزی نیز این نردبان افتادنی است ، هرکسی کو بالاتر نشست ، استخوانش بیشتر خواهد شکست

 

دیدن لبخند کسانی که رنج میکشند ، از دیدن اشک هایشان دردناک تر است . .

 

افسوس که جوانی المثنی ندارد

 

مرا اینگونه باور کن :
کمی خسته  کمی تنها
کمی از یاد رفته  ٬کمی مغرور
کمی بی کس ٬ کمی گستاخ
کمی سر خوش
کمی..... کمی باور کردنم سخته !!؟؟

 

من همان قاب تهی خسته و بی تقصیرم که بی تو و تصویر دلت می میرم

 

گویند که مردمان غم دیوانه می خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد

 

من آدم
تو حوا
بیا
جهانی دیگر آغاز کنیم!
لبخند بزن
بگو سیـــــــــــــــــب...!



 

کلاغ قصه گردسفرازخودتکاند.

هنوزآرام نگرفته بود که کودک به خواب رفت

مادرگفت:قصه مابه سررسیدکلاغه به خونش نرسید

وکلاغ برآوارگی خودگریست وپرکشید.

 

هوا برفی ست...

برایم چای می اوری؟..

قند نمی خواهم.

می خواهم تلخ بنوشم.

مثل خاطراتت

 

ساکنان دربا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند

چه تلخ است قصه ی عادت...!!!...

 

در دشمنی  دورنگی  نیست کاش  دوستان  هم  در موقع  خود  چون  دشمنان  بی ریا  بودند .  

 

پرتقال های نارنجی را نخورید.

آنها ادامه ی غروب..

ادامه ی دلتنگی ی خورشیدند....